چقدر قوی بنظر میایم. هممون. همهی آدما. چقدر قوی هستیم!
ولی این قوی بودن به چه معناست؟ سختی. گذر از سختی؟ اونیکه قویه، چیزیو حس نمیکنه؟ میکنه. حتی شاید بیشتر.
قوی بودنو ولش کن.
سرم سنگینه. شبا گریه دارم. امروز حس کردم یکی دوبار از دید بقیه احمق بنظر اومدم.. ولی خب گفتم مهم نیست. مگه نه؟ منم بعضی جاها حس میکردم بعضی حرفها یا کارای بقیه احمقانه بنظر میاد. ولی خب کی معیار احمقانه و غیر احمقانه رو مشخص میکنه اصلا؟ ولش کن
امروز از اول تا آخرشو چسبیده بودم به ترنم. هر جا رفت پشت سرش بودم. هر جا نشست، کنارش نشستم و همش دستمو میذاشتم رو شونهش یا پشتشو نوازش میکردم.. تنها چیزی که میدونستم اینه که تو این روز سخت کنارش باشم.
فردا دوباره میرم مراسم.. تا حالا انقدر دقیق و زیاد تو این شرایط و مراسمات حضور نداشه بودم.. مامانمم تعجب کرده بود.. خودمم همینطور. قبلا خیلی برام سخت بود. هنوزم برام سخته ولی میتونم انجامش بدم.
یکی از چیزایی که در طول زندگیم دو سه باری بهش رسیدم اینه که زندگی در هر صورت سخته. هر جا که باشی، هر شرایطی که داشته باشی، تو هر خانواده ای باشه، هر شغلی داشته باشی.. هر چی که الان هستی و هرچقدر هم متفاوت از زندگیای که الان داری، میداشتی... بازم سخته! بازم سخته بازم سخته بازم سخته.
و هر چقدر هم یه نفر از دور خوشبخت بنظر بیاد بازم سختی های خودشو داره..
هممون سختی میکشیم هوم؟ فقط متفاوتن
امشب روی خوشبینم رو از دست دادم. البته ربطی به خوشبینی نداره ولی حدس میزنم بدونی منظورم چیه.. قبلا تهش ازینجور موضوعات یه نتیجهی خوبی درمیاوردم. ولی الان نتیجه ای ندارم..
بنظرم باید خودمو نظراتمو بیشتر جدی بگیرم. بیشتر به خودم اعتماد داشته باشم. حتی تو کارایی که تا حالا انجام ندادم، یا شرایطی که قبلا تجربه نکردم
سبکی میخوام. ولی نمیدونم چیکار کنم که سبک شم.. کاش چت جیپیتی وصل بود یکم باهاش مشورت میکردم.
تشتو آب کنم و سرمو ببرم زیر آب؟
- تاریخ : پنجشنبه ۳ بهمن ۰۴
- ساعت : ۰۱ : ۰۱